شبی ازپشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی که در تنهاییم رویید
با حسرت جدا کردم
یکی داشت و یکی نداشت
اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من
یکی خواست و یکی نخواست
اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن رو نخواست من
یکی آورد و یکی میاورد
اونی که اورد تو بودی و اونی که به غیر از تو به هیچکس ایمان نیاورد من
یکی موند و یکی نموند
اونی که موند تو بودی و اونی که بدون تو نمی تونست بمونه من
یکی رفت و یکی نرفت
اونی که رفت نو بودی و اونی که به خاطر تو تو قلب هیچکی نرفت من
تنهاترین من، تنها سفر نرو تنها سفر نکن این دل شکسته از یاد رفته رو دیونه تر نکن
چشمای خیس من این چشمه های غم دیوونه ی توام
یک روز مهربون از روز وصلمون چیزی بگو به من حرفی بزن گلم من کم تحملم...
با گریه های تو روزای شادمو از یاد می برم اما چه فایده میترسم عاقبت از یاد تو برم
کم گریه کن گلم من کم تحملم
باچشمهای خیس این چشمه های غم
با گریه های زیاد با خنده های کم
انگار تا ابد با این بهونه ها جای من و تواند دیوونه خونه ها
حرفی بزن گلم من کم تحملم
بامن بمون گلم من کم تحملم
تنهاترین من تنها نزار منو
تنها سفر نکن
تنها سفر نکن
این دل شکسته ی از یاد رفته رو
دیوونه تر نکن