سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
حرف دل

حرف دل



ساعت 1:3 عصر سه شنبه 12/10/85

اخم میکنی


داد میزنی


هوااااار میکشی


سرخ میشی


بد و بیراه میگی


فحش میدی


قهر میکنی


....


فقط برای اینکه بگی دنیا همون طوره که تو میبینی؟


 


 


زمانه به من آموخت


دست دادن به معنی رفاقت نیست


بوسیدن قول ماندن نیست


وعشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست


 


شب برای چیدن ستاره های قلبت


خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر


 از بو سه می آیم و آن را قبل از چیدن


 ستاره های قلبت روی گونه هایت


می کارم تا بدانی ای خوبم


 


نمی نویسم .....


چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی!


حرف نمی زنم ....


چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی!


نگاهت نمی کنم ......


چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی!


صدایت نمی زنم .....


زیرا اشک های من برای تو بی فایده است!


فقط می خندم ......


چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام


 


با من امشب چیزی از رفتن نگو
نه! نگو! از این سفر با من نگو
من به پایان می رسم از کوچ تو
با من از آغاز این مردن نگو
کاش می شد لحظه ها را پس گرفت
کاش می شد از تو بود و تا تو بود
کاش می شد در تو گم شد از همه
کاش می شد تا همیشه با تو بود
با من امشب چیزی از رفتن نگو
نه! نگو! از این سفر با من نگو
من به پایان می رسم از کوچ تو
با من از آغاز این مردن نگو
کاش فردا را کسی پنهان کند
لحظه را در لحظه سرگردان کند
کاش ساعت را بمیراند به خواب
ماه را بر شاخه آویزان کند
می روی تا قصه را غم نامه تدفین گل
می روی تا واﮋه را باران خاکستر کنی
ثانیه تا ثانیه پلواره ویران شدن
می روی تا بخشی از جان مرا پرپر کنی
با من امشب چیزی از رفتن نگو
نه! نگو! از این سفر با من نگو
من به پایان می رسم از کوچ تو
با من از آغاز این مردن نگو


بیا ای ناجی قلبم
بی تو قلب من شکسته
این همون دل شکسته است که به انتظار نشسته
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
عاشقم،عاشقترینم
بگو که اینو میدونم
حالا که از عشقت دیوونم
بگو که با تو می مونم
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
می خوام از دست تو گهواره بسازم
سر بزارم روی دستات به سعادتم بنازم
می خوام اون چشمای دریایی رو آیینه کنم
با نگاهت توی چشمام دردمو تازه کنم
تو که نیستی دنیا تاریکه برای دل خسته ام
بی تو من تنهای تنهام
دل به خلوت تو بسته ام...


 


دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی


دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی


دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی


دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی


دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی


دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی


دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی


 


 


 


 


 


¤ نویسنده: رها

نوشته های دیگران ( )

ساعت 3:28 عصر سه شنبه 5/10/85

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود
گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هشیاری خود مست می رود
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست می رود
اول اگرچه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است می رود
گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست می رود
اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری همیشه به پیوست می رود
وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود
هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود
این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
تیریست بی نشانه که از شست می رود
بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود


 


چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی
چقدر هم تنها
خیال می
کنم
دچار آن رگ پنهان رنگها هستی
دچار یعنی عاشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد
چه فکر نازک غمناکی
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست
نه وصل ممکن نیست
همیشه فاصله ای هست
دچار باید بود
وگر نه زمزمه حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد
و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصله ای که غرق ابهامن


 



بد یعنی: شکستن دل و غرور
بدتر یعنی: از دست دادن تکیه گاه، چون بخاطرش حاضری به بد راضی باشی. ....!
بعبارتی حاضری دل و غرورت رو فدای حفظ تکیه گاهت کنی .
بدترین یعنی: بوسیله تکیه گاهت، دل و غرورت بشکنه و بعدشم از دستش بدی.....!
اما مشکل کار چیه؟
اینکه به یکی غیر از خودت تکیه کردی ..........!


 



شبی ازپشت یک تنهایی نمناک و بارانی


تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم


 


تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم


پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس


 


تو را از بین گلهایی که در تنهاییم رویید


با حسرت جدا کردم


 


 


 


یکی داشت و یکی نداشت


اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من


یکی خواست و یکی نخواست


اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن رو نخواست من


یکی آورد و یکی میاورد


اونی که اورد تو بودی و اونی که به غیر از تو به هیچکس ایمان نیاورد من


یکی موند و یکی نموند


اونی که موند تو بودی و اونی که بدون تو نمی تونست بمونه من


یکی رفت و یکی نرفت


اونی که رفت نو بودی و اونی که به خاطر تو تو قلب هیچکی نرفت من


 


 


تنهاترین من، تنها سفر نرو  تنها سفر نکن  این دل شکسته از یاد رفته رو دیونه تر نکن


چشمای خیس من این چشمه های غم  دیوونه ی توام


یک روز مهربون از روز وصلمون چیزی بگو به من   حرفی بزن  گلم من کم تحملم...


با گریه های تو روزای شادمو از یاد می برم اما چه فایده میترسم عاقبت از یاد تو برم


کم گریه کن گلم من کم تحملم


باچشمهای خیس این چشمه های غم


با گریه های زیاد با خنده های کم


انگار تا ابد با این بهونه ها جای من و تواند دیوونه خونه ها


حرفی بزن گلم من کم تحملم


بامن بمون گلم من کم تحملم


تنهاترین من تنها نزار منو


 تنها سفر نکن


تنها سفر نکن


این دل شکسته ی از یاد رفته رو


دیوونه تر نکن


 


 


 


 


 


¤ نویسنده: رها

نوشته های دیگران ( )

خانه
وررود به مدیریت
پست الکترونیک
مشخصات من
 RSS 

:: بازدید امروز ::
0
:: بازدید دیروز ::
1
:: کل بازدیدها ::
894

:: درباره من ::

حرف دل


:: لینک به وبلاگ ::

حرف دل

:: اوقات شرعی ::

:: خبرنامه وبلاگ ::